| تاوان |
از زندگانیم گِله دارد جوانیم \*/ شرمنده جوانی این زندگانیم
|
مطالب دیگر
» گوش های من دراز است !
» من ؛ به مهندس میر حسین موسوی رای دادم ! » اسباب کشی به وردپرس ! » آن روزها همه بالاترین نگاه می کردند ... » اصلا خانهی دوستی وجود داره ؟ » شب یلدای من . . . » خاطره خان عمو از تئاتر ارحام صدر با حضور محمد رضا شاه ! » راهروی مِسی رنگ دانشکده . . . » با یه چشم به هم زدن ... » چرا فقط توی ماه رمضون یه کمی درست میشیم ؟! تمام پیوندها پیوندها
سینماتیک
بالاترین سیمای ایران روزنامه ی اعتماد ملی تلخ نوشته های یک مشهدی دنیای شیشهای نارنجی Spotlight :: قالب ساز :: طراح قالب
|
بالاخره امشب صحنه ای را که هم دوست داشتم ببینم و هم دوست نداشتم ببینم را ، دیدم ! دوست نداشتم ببینم چون نمی خواستم لحظه های کنار خانواده بودن و خندیدن را از دست بدهم ! هنگامی که همگی از خنده روده بر شده بودیم و من در همان حال به پدر و مادرم که چهره هایشان غرق در خنده بود نگاه می کردم و بهترین حس دنیا به من دست می داد ، نمی خواستم این لحظه را از دست بدهم ! نمی خواستم این صحنه را ببینم چون می دانستم که باید از دو ، سه روز بعد چند صد کیلومتر از خانواده ام دور باشم برای چندین هفته . . . دوست داشتم ببینم چون نمی خواستم حتی یکی از این لحظات زیبا را از دست بدهم . . . وقتی آن گریه ی دیدنی شصت چی را در سکانس آخر دادگاه دیدم ، همه ی این ها از جلوی چشمانم رد شدند و بغض گلوم رو گرفت . دلم می خواست خودم هم مثل بقیه از مهران مدیری تشکری کرده باشم به خاطر همه چیز ، اگر خودم نمی نوشتم دلم خنک نمی شد ! چند روزی بود که به "به به" ، "خیلی ممنونم" و "آفرین" ها و همه چیز مرد هزار چهره عادت کرده بودم ! به مثبت و منفی و نظر دادن ها به لینک های پیرامون این سریال در بالاترین عادت کرده بودم ! قصدم این نیست که خیلی بزرگنمایی کرده باشم ! این لحظات خانواده ی کامل بودن همیشه وجود نداره ، چرا قبلا قدر این لحظات را نمی دونستم و این قدر ساده از کنار آن رد می شدم ! مهران مدیری و گروه مرد هزار چهره ، واقعا خسته نباشید ،لحظه های فراموش نشدنی ه بسیار قشنگی را برای ما رقم زدید ! از تبسم و نیش خند ها به طنزهای بدون طنز خسته شده بودیم ! خداحافظ کارمند ساده ی بایگانی ثبت احوال شیراز . . . ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر از دور به فيلم هاي سينمايي که در نوروز از شبکه هاي مختلف سيما پخش شد نگاه کنيم به راحتي مي تونيم بگيم که خيلي خوب و جديد بودن . ولي اگر بخواهيم از نزديک و با ديد ذره بيني نگاه کنيم مي فهميم که مسئولان پخش و نمايش اين فيلم ها با سانسور و حذف بخش هايي از اين فيلم ها کيفيت و محتواي معنوي اين فيلم ها را از بين برده اند ! چند فيلم اسکاري نوروز از تلويزيون پخش شد از جمله "جايي براي پيرمردها نيست" ، "مايکل کلايتون" و "خون به پا مي شود" ، هر کدام از اين فيلم ها چند تنديس اسکار گرفته اند ، چطور مسئولان پخش اين فيلم ها مي تونن به خودشون اجازه بدن که با چند کليک ساده بخش هايي از اين فيلم ها را کلا نمايش ندهند و حذف کنند در حالي که براي همين صحنه ها دلارها خرج شده است ، در حالي که براي همين صحنه ها زحمات فراوان کشيده شده است ، در حالي که براي فيلم کامل و بدون سانسور اسکار گرفته اند . . . فيلم هاي خوب ديگري از جمله " گنگستر آمريکايي" ، "در دره ي خدايان" و "۱۴۰۸" نيز از جمله فيلم هايي بودند که بلاهاي زيادي به سرشان آمده بود ! به عنوان مثال در فيلم ۱۴۰۸ صحنه اي از فيلم را حذف کرده بودند که من وقتي داشتم تماشا مي کردم چشمهام چهار تا شد ! سکانسي از فيلم که دختر حدودا ۹ يا ۱۰ ساله ي آقاي نويسنده که قبلا مرده مياد و در آغوش پدرش با او صحبت هاي زيبايي مي کنه ، بازي جان کوزاک در اين صحنه بسيار تحسين برانگيز بود و علاوه بر اين ، اين سکانس ، يکي از سکانس هاي اصلي فيلم بود به اين خاطر که دختر آقاي "انسلين" نقش مهمي را در فيلم ايفا مي کند . شايد مسئولان پخش فکر اين را کرده اند که اين دختر چند ساله ديگه ممکنه به يک سوپر استار تبديل بشه و فيلم هاي مشکل دار بازي کنه !! از شبکه ي چهار بعيد بود واقعا . . . بگذريم ؛ هر چقدر هم که تلويزيون ايران بخواهد آپديت باشه و فيلم هاي جديد و خوب پخش کنه ، باز هم شخصي که علاقه داشته باشه بايد بره و نسخه ي اصلي فيلم رو گير بياره و ببينه که اصلا چي به چي بوده ! البته نبايد از اين پيشرفت بسيار خوب تلويزیون ايران در نمايش فيلم هاي خوب و جديد چشم پوشي کرد ! واقعا در اين سال هاي اخير خيلي بهتر از قبل عمل مي کنن گذشته از اين که گاهي اوقات شيطنت هايي هم مي کنند و اگر يک فيلمي مثلا امروز در آمريکا اکران بشه که يه جورايي بر عليه آمريکا باشه و از آمريکا بد گفته باشه يک هفته بعد اين فيلم در تلويزيون ايران به نمايش در مياد !!! اي کاش اين سانسور ها و حذفيات بي مورد کمتر مي شد (به کلمه ي "بي مورد" توجه کنيد!) و اي کاش سيماي ايران فقط در اين جور محدوده هاي زماني اين جور عمل نمي کرد و در تمام طول سال به همين صورت کار خودشو انجام مي داد . . . ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
از بس که چرت و پرت درباره ی مهران مدیری و سریال جدیدش "مرد هزار چهره" رو اینترنت زیاد شده من که دیگه واقعا از این همه قضاوت یک طرفه خونم به جوش اومده ! یکی نیست بگه مگر شما قاضی هستید که به این سادگی جلسه دادگاه را برگزار می کنید و حکم صادر می کنید ! آیا هیچ کدوم از شما بدون فرستادن متهم به دادگاه حکم صادر نکرده اید . . . ! این عکس آقای مدیری واقعا نمادی از وضعیت الان ایشان و گروهشان هست ! تعدادی از اشخاص منتقد سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی شده اند و لوله ی تفنگ را به طرف مجموعه ی "مرد هزار چهره" گرفته اند ! حداقل صبر کنیم بعد از قسمت آخر این مجموعه این نتیجه گیری ها رو بکنیم ، یه کم فیتیله رو پایین بکشیم ! شاید اوضاع این زمانه جوری شده که اشخاصی که بالای سر ما ایستاده اند تا حدودی آزادی بیان را از ما گرفته اند ؛ ولی دیگه ما با خودمون این کار رو نکنیم . . . وقتی داشتم قسمت "استاد طوفان" رو نگاه می کردم بی اختیار یاد شعر یکی از آهنگ های دکتر اصفهانی افتادم ، نون و دلقک ! (اگه درست به یادم باشه) اولش گفتم چه دخلی داره این شعر به این سریال و آقای مدیری آخه توام ! بعدش که کمی فکر کردم و جایگزاری به جای کلمات این شعر انجام دادم ، به مفهوم جالبی رسیدم و دیدم که پر بی ربط هم نیست ! شما هم این کار رو بکنید . . . واسه نونه ، واسه نونه همه کارش تا تو بخندی که اگه اینو تو بدونی تو به دلقک نمی خندی آقای مدیری و گروه نویسندگانشون این بار طنز تلخی رو برای سریال جدید انتخاب کردن که البته هم خیلی درصد طنزش بالاست و هم خیلی درصد تلخیش ! ما بعد از هر کدام از سریال های آقای مدیری انتظار کار قوی تر و بهتری رو از ایشون و گروهشون داریم ! این حقیقت رو هم در نظر داشته باشیم . . .! ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
خرداد 1388
اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 امکانات
|
Copyright © 2008 All Rights Reserved by atonement.Blogfa.com