| تاوان |
از زندگانیم گِله دارد جوانیم \*/ شرمنده جوانی این زندگانیم
|
مطالب دیگر
» گوش های من دراز است !
» من ؛ به مهندس میر حسین موسوی رای دادم ! » اسباب کشی به وردپرس ! » آن روزها همه بالاترین نگاه می کردند ... » اصلا خانهی دوستی وجود داره ؟ » شب یلدای من . . . » خاطره خان عمو از تئاتر ارحام صدر با حضور محمد رضا شاه ! » راهروی مِسی رنگ دانشکده . . . » با یه چشم به هم زدن ... » چرا فقط توی ماه رمضون یه کمی درست میشیم ؟! تمام پیوندها پیوندها
سینماتیک
بالاترین سیمای ایران روزنامه ی اعتماد ملی تلخ نوشته های یک مشهدی دنیای شیشهای نارنجی Spotlight :: قالب ساز :: طراح قالب
|
![]() در عکس بالا دو تا شخصیت را مشاهده می کنید که شباهت های فیزیکی زیادی به یکدیگر دارند ! و البته نقش بسیار مهمی در زیر و رو کردن اوضاع ایران در دوره های مختلف زمانی تاریخ کشور دارند ! عکس سمت راست که مشخص هست کیه ، محمود احمدی نژاد ، عکس سمت چپ هم متعلق به سید ضیاءالدین طباطبایی هستش که در تاریخ ایران با کابینه ی سیاه مشهور است ، او از سیاستمدارانی بود که به شدت به دولت انگلیس وابسته بود و نقش بسیار مهمی را در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با کمک کردن به آیرون ساید (فرمانده ی نظامی نیروهای انگلیسی در شمال ایران) و روی کار آمدن رضاخان میرپنج ایفا کرد . سید ضیاءالدین پس از کودتا نخست وزیر شد و کابینه ی خود را با عملکردهایش در تاریخ مشهور کرد .
به این چیزا کاری نداریم ؛ من وقتی این عکس را دیدم بعد از این که شباهت سید ضیاءالدین به احمدی نژاد نظرم را به خودش جلب کرد ، اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که نکنه احمدی نژاد هم همچین سرنوشتی داشته باشد و با وابستگی به جایی قصد محو کردن و نابود کردن ایران را داره !! درسته فکر بچه گانه ای بود ولی چرا این فکر به مغز من خطور کرد !؟ وقتی ایران پنجمین کشور پر تورم جهان باشد و این تورم از زمان به ریاست رسیدن محمود احمدی نژاد مانند بادکنکی با محتوای گاز که به هیچ نخ و طناب نگاه دارنده ای متصل نیست بالا برود ؛ خب حق دارم که فکر کنم دست عمدی در کار هست !!
خدا را چه دیدید ، هیچ کس از آینده خبر ندارد شاید در کتاب های تاریخ چندین سال بعد این دولت هم به دولت سیاه و یا شاید هم دولت بادکنکی معروف و مشهور بشود ! واقعا اقتصاد ایران در این زمان مانند همان بادکنک است که البته عکس محمود احمدی نژاد روی آن حک شده و با یک سوزن نابود می شود . . .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
![]() فكرش رو بكنيد ؛ اگر فردوسی در دوران ما ظهور می کرد چی می شُد ! چند روز پیش در یکی از برنامه های "دو قدم مانده به صبح" این موضوع را برای بحث انتخاب کرده بودند و درباره ی ارتباط سینما و شعر صحبت های جالبی کردند . از اون موقع فکر من مشغول این شد که اگر فردوسی (یا هر یک از شاعران بزرگ دیگر) در دوران ما بود چکار می کرد !؟ (صرف نظر از این که اگر تا به حال ظهور نکرده بود ، معلوم نبود ما الان به عربی و یا هر زبان دیگه ای صحبت می کردیم به جز فارسی !)
به نظرم اگر در دوران ما هنوز شاهنامه رو ننوشته بود ، هرگز نمی نوشت ! با این جماعت کتاب خوان و فرهیخته (مهم تر از همه نخبه !) درسته باز هم با سرودن ، آوازه اش به سرتاسر جهان نفوذ می کرد ! ولی نمی نوشت ... ما جوون هایی که اگر کسی در یک دستش یک "دی.وی.دی" فیلم و در دست دیگرش یک کتاب باشد و به ما بگوید که یکی را انتخاب کن ، مطمئنا دی.وی.دی را انتخاب می کنیم ؛ برای ما می سرود ؟!(البته به قبای خیلی از دوستان که در جمع "ما" نیستند بر نخورد) به نظرم اگر خیلی دوست داشت که کاری کرده باشد وارد دنیای سینما می شُد و شغل نویسندگی و کارگردانی را انتخاب می کرد ! آن وقت همه ی ما همه ی پلان ها، دیالوگ ها و همه چیز فیلم هایش را از حفظ بودیم ! آن وقت هر چی هیچکاک، کیشلوفسکی، تارکوفسکی، اسکورسیزی، اسپیلبرگ، لینچ، لئونه و ... بود را می گذاشت توی جیب کوچیکه ی شلوارش ! آن وقت تمام بازیگران جهان نقشآفرینی در یکی از فیلم های فردوسی رو بزرگترین آرزوی خودشون می ساختن ! آن وقت آمریکایی ها و اروپایی ها و بقیه ی مردم جهان در به در دنبال فیلم های فردوسی بودند ! چرا اینقدر در اینترنت ما سایت های دانلود و فروش فیلم زیاد شده !؟ چرا اینقدر در اینترنت ما سایت های دانلود و فروش کتاب کم بوده و هست و شده !؟
هر کدام از مصراع های شعر های فردوسی می توانست یک پلان تکان دهنده باشد اگر خودش آن را کارگرانی می کرد ، در برنامه ی دو قدم مانده به صبح مثال های زیادی در این باره زدند ولی شما همین بیتی که من تیتر این مطلب رو ازش گرفتم تصور کنید ، تصور کنید که پلان ابتدایی یکی از فیلم های فردوسی بود :
اگر تند بادی برآید ز کُنج به خاک افکند نارسیده ترنج
همین جوریش که شعر هست خیلی آدم رو به فکر فرو می بره و تاثیر می گذاره چه برسه به این که با تنکنولوژی و هنر های امروز سینما اون هم توسط خود فردوسی به تصویر در می آمد . . .
به نظرم همه ی شاعران بزرگ ما خصلت و صفت سینماگری در وجودشون قرار داشته و در زمان خودشون تنها روشی که می توانستند از این مزیت استفاده کنند و بازدهی داشته باشه همین شعر بوده که البته با یک تیر چندین نشان رو هم می زدند . . .
البته نمی خوام بگم که شاعرها و نویسندگان ما همشون باید کارگردان باشن ، اون وقت دیگه کلاهمون پس معرکه بود و همین چهار تا کتاب هم نبود و کسی هم نمی خواند . فقط نیتم این بود که اگر این خیالبافی من واقعیت داشت اوضاع چطوری بود که البته می توانست پستی باشه یکصد برابر این پست !
حالا شما هم اگر دوست داشتید نظر و عقیدتون رو درباره ی این سوژه بیان کنید .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
خرداد 1388
اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 امکانات
|
Copyright © 2008 All Rights Reserved by atonement.Blogfa.com