| تاوان |
از زندگانیم گِله دارد جوانیم \*/ شرمنده جوانی این زندگانیم
|
مطالب دیگر
» گوش های من دراز است !
» من ؛ به مهندس میر حسین موسوی رای دادم ! » اسباب کشی به وردپرس ! » آن روزها همه بالاترین نگاه می کردند ... » اصلا خانهی دوستی وجود داره ؟ » شب یلدای من . . . » خاطره خان عمو از تئاتر ارحام صدر با حضور محمد رضا شاه ! » راهروی مِسی رنگ دانشکده . . . » با یه چشم به هم زدن ... » چرا فقط توی ماه رمضون یه کمی درست میشیم ؟! تمام پیوندها پیوندها
سینماتیک
بالاترین سیمای ایران روزنامه ی اعتماد ملی تلخ نوشته های یک مشهدی دنیای شیشهای نارنجی Spotlight :: قالب ساز :: طراح قالب
|
![]() الان شب یلداست . . .!؟
چرا هیچ کس کنارم نیست ؟ چرا بوی هیچ آدمی نمیاد ؟ صدای خنده نمیاد ؟ صدای قصه نمیاد ؟ صدای شکستن تخمه نمیاد ؟ پس هندوونه سرخ کجاست ؟ خاکستر داغ کجاست ؟ دونه های انار کجاست ؟ دست مادر چرا نیست رو سَرَم ؟ - قربونش برم گل پسرم - . . .
خدا جون بسه دیگه ! آخه عدل و انصافتو شکر ، این همه تنهایی فقط برا من !؟ خدا ؛ یا کاری کن این دل لامصب از سنگ شه یا بذار این بغض کوفتی بترکه ! می خوام گریه کنم ، گریه ! می خوام تو طولانی ترین شبی که خلق کردی انقدر گریه کنم که از رو بری . . . می فهمی ؟ گریه . . .
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
خرداد 1388
اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 امکانات
|
Copyright © 2008 All Rights Reserved by atonement.Blogfa.com